با ما بمان فصل دیگر " تا شوق باور بماند
شوری كه در ما نشاندی سبز و تناور بماند
اه ای نسیم دلاویز با خنده گل بیامیز
تا كوچه باغ تبسم با تو معطر بماند
من تك درختی عطش نوش در كوره راه كویرم
باور ندارم كه بی تو ماندن میسر بماند
ای پا به رفتن نهاده رسم سفر اینچنین نیست
دل را به دریا زنی تو " صاحب ولی در بماند
بگذار ای الهه من در یك غروب غم انگیز
چشمم به راه لوعی در صبح دیگر بماند
پر میدهی عاشقی را در اسمان دل ما
یا عشق را میگذاری بی بال و پر بماند؟
ای راه تو اسمانی" با ما بمان دوباره
رسم شقایق نمیرد راه كبوتر بماند
+ نوشته شده توسط خواهر در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت
12:1 |
